|
اس ام اس عاشقانه
سلام خوبي ؟ امروز رفتم دكتر ، گفت رگهاي قلبت بسته شده ! شرمنده ديگه راهي براي بيرون اومدنت نيست
بخشيد ! جام زرين شما توي وسايل من پيدا شده ! ميشه من اسيرتون بشم !!؟
روزي به رهي رفته بدم ساكت و خالي ناگه به دلم داد خدا حسي و حالي ياري برساند بر من خسته ي غمگين آنگاه شدم يكدفعه از وسوسه خالي
دلم را آهني كردم مبادا عاشقت گردد،ندانستم توي ظالم دلي آهنربا داري
اگر كسي رو دوست داري نه براش ستاره باش، نه آفتاب چون هر دوشون زود گذرند، پس براش آسمون باش كه هميشه بالاي سرش باشي
هر كس به تماشايي رفتند به صحرائي،ما را كه تو منظوري خاطر نرود جائي
تنها داروئي كه 2 خاصيت داره چشم هاي قشنگ توست كه هم آرومم ميكنه هم داغون !
عشق تو به دل جوشش جانانه نهاده عقل از سر ما برده به ميخانه نهاده يكدم ز سر لطف به اين بنده نظر كن كين عشق به دل همت مردانه نهاده
همان طور كه آفتاب تيرگي ها را مي راند اشخاص با نشاط نيز از قلب ديگران غم و اندوه را مي زدايند - دكتر علي شريعثي
ديگر اجازه لازم نيست اي سيم هاي خاردار شما با من كمي مهربانتر شويد..
از من آزرده مشو، ميروم از خانه ي تو، قبل رفتن تو بدان عاشق و بي تقصيرم، تو اگر خسته اي از دست دلم حرفي نيست، امر كن تا كه بميرم به خدا مي ميرم.
هركه با ما دوست باشد سرور و سالار ماست ياد او درمان ما و قلب او در قلب ماست...
داستان زندگي من قصه ايست متن آن وجود تو پايان آن نبود تو...
دلا ديشب چه مي كردي تو در كوي حبيب من؟ الهي خون شوي اي دل تو هم گشتي رقيب من!
يه شب ميميرم اما تو ميگي دوسم نداري منم تنهات ميزارم و ميري تنهام ميزاري تو كه هرگز نميدوني خدا عاشق كشي رو دوست نداره! تو كه هرگز نميدوني يه روز يار تو هم تنهات ميزاره
مدامم مست ميدارد،نسيم جعد گيسويت خرابم ميكند هر دم فريب چشم جادويت منو باد صبا،مسكين ،دو سرگردان بي حاصل من از افسون چشم مست و او از بوي گيسويت..
خوشا صبحي كه چون از خواب خيزم به آغوش تو از بستر گريزم گشايم در به رويت شادمانه رخت بوسم،به پايت گل بريزم
قصه ي عشق اگر اين همه دامنگير است دست من نيست، دلم ساده و بي تقصير است
انسانها يك به يك در خاك رفتند يكي شاد و يكي غمناك رفتند .چو بايد رفت يك روزي از اين خاك خوشا آنان كه چون گل پاك رفتند.
در محكمه روز قيامت كنم از تو شكايت، به خدايت گويم كه مرا كشته دو چشمان سياهت
دوستي من و تو دوستي شاخه و برگ است، و جدايي برگ از شاخه ، مرگ است
تا زماني كه به فردا اميدواري اقتدار ازان توست.انچه كه كرم ابريشم انرا پايان دنيا مي پندارد در نظر پروانه اغاز زندگيست
نيازمند لبت،جان بوسه خواه من است نگاه كن به نيازي كه در نگاه من است
با خيال تو به سر بردن اگر هست گناه با خبر باش كه من غرق گناهم همه عمر
عمري من و دل به عشق اون زندگي كرديم اون رفت و ما هم بايد بريم و برنگرديم
دل به دلداران سپردن كارهر دلدار نيست. من بهتو جان مي سپارم دل كه قابل دار نيست
سكوت سرشار از ناگفته هاست و ناگفته ها پر بهاترين داشته هاست.
ديگه رو خاك وجودم نه گلي هست نه درختي،لحظه هاي بي تو بودن ميگذره اما به سختي،دل تنها و غريبم داره اين گوشه ميميره،ولي حتي وقت مردن باز سراغتو ميگيره.
من عطر ياس خوشبو ندارم/درباغ رويا شب بوندارم/قايق زياد است امابراي به تو رسيدن پارو ندارم/به تو رسيدن شايد طلسم است /من هم چراغ جادو ندارم
بيا عشقم كه بي تو من نفس را هم نميخواهم، كه بي تو ثروت و مال و هوس را هم نميخواهم....بيا عشقم كه با تو هر نفس رنگي و دل شاد است، بيا با تو دل غمگين من آزاد آزاد است....
دل به دلداران سپردن كارهر دلدار نيست. من بهتو جان مي سپارم دل كه قابل دار نيست
من عطر ياس خوشبو ندارم/درباغ رويا شب بوندارم/قايق زياد است امابراي به تو رسيدن پارو ندارم/به تو رسيدن شايد طلسم است /من هم چراغ جادو ندارم
گلم عشقم عزيزم ناز من، تنهاي تنهايم بيا چون گر تو باشي شادم و سلطان دنيايمok
× ادامه مطلب ×
+
| نوشته شده در: ۴ فروردين ۱۳۸۹ توسط: MOHAMAD
نظرات (0)
|